اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

144

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

ايمان گرفتيد و پس از زمامدارى امير مؤمنان و سرور مسلمانان و پسر عموى پيامبر پروردگار جهانيان كار شما به جايى رسيد كه آزاد شده پسر آزاد شده بر شما فرمانروا گشت ، شما را زبون مىسازد و در ميان شما بيدادگرى مىكند پس چگونه اين حقيقت بر شما پوشيده است ، يا خدا بر دلهاى شما مهر زده و ديگر خردمندى نداريد [ 1 ] . پس معاويه بر سر دو زانو برجست و سپس دست او را گرفت و گفت : تو را سوگند مىدهم . سپس دست بر دست او زدم و مردم فرياد زدند كه قيس بيعت كرد . پس گفت : به خدا قسم دروغ گفتيد ، بيعت نكردم . و هيچكس با معاويه بيعت نكرد مگر آنكه بر او سوگندها گرفت ، و نخستين كسى كه او را بر بيعت خويش سوگند داد و بر او در آمد ، سعد بن مالك بود ، پس گفت : سلام بر تو اى پادشاه . معاويه بخشم آمد و گفت : چرا نگفتى : سلام بر تو اى امير مؤمنان ؟ گفت : آن در صورتى بود كه ما تو را امير كرده باشيم ، و تو خود بدين كار پريده اى . [ 2 ] . فروة بن نوفل اشجعى در سال 40 خروج كرد ، او با گروهى از خارجيان در شهر زور كناره گيرى داشت و چون از كشته شدن على و پيروزى معاويه خبر يافت با هزار و پانصد نفر روى آورد تا به نخيله رسيد و معاويه سوارانى بر سر او فرستاد كه آنها را پراكنده ساخت ، پس معاويه از مردم كوفه خواست كه با او نبرد كنند و از ترس معاويه بنبرد با او بيرون شدند و چون به خارجيان برخوردند ، فروه بانان گفت : ما را واگذاريد چه معاويه دشمن ما و دشمن شما است ، ليكن مردم كوفه با آنان نبردى سخت كردند تا فروه كشته شد و خاطر معاويه آسوده گشت . معاويه در سال 41 به شام بازگشت و خبر يافت كه سركش روم با سپاهيان بسيار و مردمى انبوه راه جنگ را در پيش گرفته است ، پس ترسيد كه او را از آنچه بتدبير و رسيدگى آن نيازمند است بازدارد و كس نزد وى فرستاد و بر صد

--> [ 1 ] اشاره به به آيه هاى : 155 س 4 و 87 . 93 س 9 و 108 س 16 و 16 س 47 و 3 س 63 . [ 2 ] تاريخ الخلفاى سيوطى ص 201 ، نخستين كسى كه در بيعت قسم داد معاويه بود ، و او به خدا قسم مىداد و چون به عبد الملك بن مروان رسيد ، مردم را بطلاق زنان و آزادى بردگان سوگند داد .